عبد الله بن قدامة ( مترجم : محمود مهدوى دامغانى )

127

كتاب التوابين ( توبه كنندگان ) ( فارسى )

پادشاهان توبه‌كننده اين امت 57 - ذو الكلاع محمد بن احمد بن برّاء در كتاب الروضة با اسناد خود از قول مردى نقل مىكند كه مىگفته است : به روزگار جاهلى قوم من مرا با هديه‌اى به حضور ذو الكلاع « 1 » گسيل داشتند ، يك سال بر در كاخ او منتظر ماندم و به او دسترسى نيافتم ، آنگاه از فراز قصر خويش لحظه‌اى آشكار شد ، هيچكس باقى نماند مگر اينكه به سجده افتاد ، و سپس فرمان داد هديه‌ام پذيرفته شود . همين راوى گويد : پس از آن او را در اسلام ديدم كه سوار بر اسبى است و يك درهم گوشت خريده است و آن را بر فتراك اسب خود بسته است و اين ابيات را مىخواند . « اف بر اين دنيا كه چنين باشد و همه روز من از آن در آزارم ، چنان بودم كه اگر گفته مىشد پرنعمت‌ترين مردم از لحاظ زندگى و آسايش كيست ؟ گفته مىشد ، اين . سپس در قبال آن زندگى بدبختى نصيب من شد ، اى خوشا همين بدبختى خوشا » . ابن دريد از رياشى ، از اصمعى نقل مىكند كه مىگفته است : پيامبر ( ص ) همراه جرير بن عبد اللّه نامه‌اى به ذو الكلاع كه از پادشاهان طوايف بود نوشت و فرستاد و او را به اسلام دعوت فرمود « 2 » ، كار ذو الكلاع چنان بالا گرفته بود كه ادعاى خدايى كرده بود و گروهى از او

--> ( 1 ) . درباره نام اصلى او چنين نوشته‌اند كه سميفيع بوده است او در جنگ صفين همراه معاويه بود و در آن جنگ كشته شد ؛ براى اطلاع بيشتر به اسد الغابة ، ص 143 ، ج 2 و ترجمه اخبار الطوال ، ص 221 مراجعه فرماييد . ( 2 ) . متن اين نامه ضبط نشده است و در دست نيست ؛ به ترجمه وثائق ، ص 249 ، به قلم اين بنده مراجعه فرماييد .